علیرغم اهمیت شغل در زندگی فردی و اجتماعی انسانها، مردم کشور ما تصور روشنی در مورد شغل و نقش آن در زندگی ندارند و به دلیل نبودن یک بینش صحیح در مورد شغل، جامعۀ ما بهره کافی از زحماتی که مردم متحمل می‌شوند، نمی‌برد. حال اینکه جوانان چگونه به انتخاب شغل دست می‌زنند و چرا برخی مشاغل را رها می‌کنند مساله‌ای است که مورد توجه جامعه‌شناسان، روانشناسان و مشاوران راهنمایی شغلی قرار گرفته است.
امروزه در حالی که اقتصاد ما از نداشتن نیروی انسانی ماهر و نیمه ماهر در رنج است و مشاغل سنتی ما که بعضا” منبع نیرومندی برای ایجاد درآمد و اشتغال هستند، می روند که به بوته فراموشی سپرده شوند، همه ساله شاهد دیپلمه شدن صدها هزار جوان هستیم که غالبا” فاقد مهارت فنی و حرفه ای هستند و از مشاغل یدی، فنی و حرفه ای رویگردان هستند و دارای ذهنیتی هستند که تناسبی با وضعیت فعلی اقتصاد ما ندارد. همانطور که می دانیم تغییر ساختار نظام آموزشی در کشور ما به منظور ترغیب دانش آموزان به رشته ها و شاخه هایی صورت گرفته است که در آنها تأکید عمده بر مهارت آموزی است. اما بدیهی است که تحمیل شاخه و رشته بر دانش آموزان، انتخاب های کور و تصادفی، آرزوهای شغلی نامتناسب با نیازهای واقعی جامعه موجب اتلاف سرمایه های هنگفتی در سطح کشور خواهد شد. لذا در مقطع کنونی ضرورت دارد تا به سنجش آرزوهای شغلی دانش آموزان پرداخته شود و تحقیق حاضر نیز از این منظر واجد اهمیت و ضرورت قابل توجهی است.
1-4 اهداف پژوهش
چنانچه از عنوان طرح بر‏می‏آید، هدف عمده و اصلی پژوهش حاضر شناخت عوامل تأثیرگذار بر آرزوهای شغلی دختران شهرستان اندیمشک می‌باشد. تعیین اهداف جزئی تحقیق موجب می‏شود که هدف کلی بیشتر قابل دسترس بوده و دستیابی به آن میسر گردد. اهداف جزئی و ویژه که در این تحقیق به آن پرداخته شده به شرح ذیل می‏باشند:
1- تعیین رابطه بین پایگاه اقتصادی-اجتماعی و آرزوهای شغلی دانش آموزان دختر.
2- تعیین رابطه بین سطح تحصیلات خانواده و آرزوی های شغلی دانش آموزان دختر.
3- تعیین رابطه بین وضعیت تحصیلی دانش آموز و آرزوهای شغلی او.
4- بررسی رابطه بین شغل پدر و آرزوهای شغلی دانشآموزان دختر.
5- بررسی رابطه بین میزان درآمد خانواده و آرزوی شغلی دختران دانشآموز.
6- بررسی رابطه بین پایه تحصیلی دانشآموزان و آرزوی شغلی آنان.

با توجه به اهداف یاد شده، سؤالات زیر پیش می‏آید:
1-5 سوالات تحقیق
1- آیا پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده دانش آموزان با آرزوهای شغلی او رابطه دارد؟
2- آیا بین سطح تحصیلات خانواده دانش آموز با آرزوهای شغلی او رابطه وجود دارد؟
3- آیا بین وضعیت تحصیلی دانش آموز (معدل) و آرزوهای شغلی او رابطه وجود دارد؟
4- کدامیک از عوامل خانواده، دوستان، اقوام.اولیاء مدرسه نقش مهمتری در کسب شکل گرفتن آرزوهای شغلی دانش آموزان ایفا می کند؟
5- آیا بین شغل پدر و آرزوی شغلی دختران رابطه وجود دارد؟
6- چه رابطهای بین پایه تحصیلی دختران دانشآموز و آرزوی شغلی آنان وجود دارد؟
1-6 فرضیات
1- بهنظر میرسد بین پایگاه اقتصادی اجتماعی والدین و آرزوهای شغلی دختران رابطه دارد.
2- بهنظر می رسد بین معدل دانشآموزان دختر و آرزوی شغلی آنان رابطه وجود دارد.
3- بهنظر می رسد بین تحصیلات پدر و آرزوی شغلی دانشآموزان رابطه وجود دارد.
4- بهنظر می رسد بین میزان درآمد خانوار و آرزوی شغلی دانشآموزان دختر رابطه وجود دارد.
5- بهنظر می رسد بین شغل پدر و آرزوی شغلی دانشآموزان دختر رابطه وجود دارد.
6- بهنظر می رسد بین پایه تحصیلی دختران دانشآموز و آرزوی شغلی آنان رابطه وجود دارد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1-7 متغیر وابسته
متغیر وابسته در پژوهش حاضر آرزوهای شغلی دختران مقطع متوسطه شهرستان اندیمشک می باشد.
1-8 متغیر های مستقل
متغیر های مستقل در پژوهش حاضر که تاثیر آنها بر آرزوهای شغلی دختران مورد بررسی قرار می گیرند عبارتند از: پایگاه اقتصادی-اجتماعی، معدل، درآمد، مقطع تحصیلی، شغل پدر، شغل مادر، سطح تحصیلات والدین و بعد خانوار.
1-9 تعریف مفاهیم (نظری- عملیاتی)
در این قسمت مفاهیم اصلی بکارگرفته شده در پیمایش از منظر نظری و عملیاتی مورد بررسی قرار می‏گیرند تا در درک مفاهیم و شاخص‏سازی آنها مشکلی پیش نیآید. مفاهیم اصلی عبارتند از: آرزوهای شغلی، متغیر های مستقل و سایر عوامل فردی که در ذیل به تعاریف نظری و عملیاتی هر یک از مفاهیم یاد شده پرداخته می‏شود.
1-9-1 کار (شغل)
با استنباط از نشریات متعدد انتشار یافته توسط مرکز آمار ایران، در تعریف کار می توان گفت: کار، آن دسته از فعالیت های اقتصادی (فکری یا بدنی) است که به منظور کسب درآمد(نقدی یا غیر نقدی) انجام شود و هدف آن تولید کالا یا ارائه خدمت باشد. برای شروع به کار یک حداقل سن درنظر می گیرند. در نشریات مرکز آمار به غیراز سرشماری 1365، در بقیه سرشماری ها سن 10 سالگی بعنوان حداقل سن ورود به فعالیت و بازار کار است. بنابراین، تمام افراد 10 ساله و بیشتر را می توان در دو طبقه فعال و غیرفعال قرار داد. افراد 10 ساله وبیش تر که در هفته تقویمی قبل از هفته آمارگیری(هفته مرجع)، در تولید کالا و خدمات مشارکت داشته (شاغل) و یا از قابلیت مشارکت برخوردار بود ه اند(بیکار(، جمعیت فعال محسوب می شوند. سایر افراد10 ساله و بیشتر تحت عنوان جمعیت غیرفعال قلمداد می شوند.
تعابیر گوناگونی که از کار شده عبارتند از:
– استفاده از نیروی مادی و معنوی در راه تولید ثروت یا ایجاد خدمات؛
– انجام وظایفی که متضمن صرف کوشش های فکری و جسمی بوده، هدف از آن، تولید کالاها و خدماتی است که نیازهای انسانی را برآورده می سازد؛
– فعالیتی قانونی که در مقابل آن مزد دریافت می شود (کاظمی پور، 1382: 35).
1-9-2 آرزوهای شغلی
این متغیر انتظار فرد را از موقعیت شغلی، ترجیح فردی از پایگاه و موقعیت شغلی را که تحصیل خواهد کرد و نیز رغبت، خواست و آرزوی فرد را از پایگاه و موقعیت شغلی و حرفه ایی که احراز خواهد نمود تبیین می کند (محسنی تبریزی و میرزایی، 1383: 22).
به عبارت دیگر آرزوهای شغلی، آن گروه از مشاغل را شامل می شود که فرد در آینده آرزو دارد به آنها بپردازد و معمولا در زمینه مشاغلی است که فرد تمایل به اشتغال در آن زمینه ها را دارد (شفیع آبادی، 1371: 94).
1-9-3 تعریف عملیاتی
منظور از آرزوهای شغلی در این پژوهش، پاسخی است که آزمودنی به پرسشنامه 23 سوالی که جهت سنجش میزان ترجیحات و آرزوهای شغلی در نظر گرفته شده است می دهد. عملیاتی کردن آرزوهای شغلی در فصل روش تحقیق به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.

1-9-4 عوامل فردی
عوامل فردی یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده آرزوهای شغلی می‏باشند. عوامل فردی به ویژگیهای فردی دانشآموزان ازجمله؛ سن، تحصیلات، ویژگیهای روانی و شخصیتی افراد، پایگاه اجتماعی- اقتصادی و غیره اطلاق می‏شود. تحت تأثیر چنین ویژگیهایی افراد شغل های متفاوت را ترجیح می‏دهند. از میان عوامل فردی پایگاه اجتماعی- اقتصادی که نیاز به شاخص سازی دارد مورد بررسی قرار می گیرد.
1-9-5 پایگاه اجتماعی-اقتصادی
طبقه اجتماعی به بخشی از اعضای جامعه اطلاق می‏شود که از نظر ارزشهای مشترک، حیثیت، فعالیتهای اجتماعی، میزان ثروت و متعلقات شخصی دیگر و نیز آداب معاشرت، از بخشهای دیگر جامعه تفاوت داشته باشند. در جوامع نوین سه شاخص بنیادی برای طبقه اجتماعی وجود دارند که عبارتند از درآمد، شغل و تحصیلات. علاوه ‏براین شاخصهای بنیادی، متغیرهای مهم دیگر طبقات اجتماعی عبارتند از مذهب، ملیت، جنسیت، محل سکونت و زمینه خانوادگی (کوئن، 1375: 178).
به لحاظ عملیاتی، برای سنجش و تعیین پایگاه اجتماعی- اقتصادی فرد از گویه‏های تحصیلات پدر و مادر، شغل پدر و مادر و میزان درآمد خانوار در ماه استفاده می شود.

فصل دوم:
پیشینه نظری و ادبیات تحقیق
چهارچوب نظری
ادبیات تحقیق
روند تحولات جمعیت و اشتغال در یران
2-1 چهارچوب نظری
2-1-1 نظریه نیازهای آبراهام مازلو1:
در خصوص اشتغال نظریه‌های مختلفی بیان شده و هر کدام از منظری به مطالعه این موضوع پرداخته‌اند. یکی از مشهورترین تئوری‌های انگیزش انسان، در سال 1934 میلادی به وسیله آبراهام مازلو ارائه شده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

آبراهام مازلو، روان شناس معروف، ایده سلسله مراتب نیازها را در کتاب خود به نام «انگیزه و شخصیت» در سال 1943 مطرح نمود. طبق تعریف مازلو، پنج سطح مختلف در سلسله مراتب نیازهای انسان وجود دارد:
1- نیازهای فیزیولوژیکی: این نیازها شامل ابتدایی ترین و اساسی ترین نیازهایی هستند که برای ادامه بقا ضرورت دارند، مثل آب، هوا، غذا و خواب. مازلو عقیده داشت که این ها اساسی ترین و غریزی ترین نیازها در سلسله مراتب نیازها هستند زیرا تا این ها برآورده نشوند بقیه نیازها در اولویت قرار نمی گیرند.
2- نیازهای امنیتی: نیازهای امنیتی نیز برای بقا اهمیت دارند امّا به اهمیت نیازهای فیزیولوژیکی نیستند. نمونه هایی از نیازهای امنیتی عبارت است از تمایل به داشتن شغل ثابت، بیمه پزشکی، همسایگان بی خطر و سرپناهی در مقابل محیط.
3- نیازهای اجتماعی: این نیازها شامل وابستگی، تعلّق خاطر، عشق و عاطفه است. به عقیده مزلو این نیازها کمتر از نیازهای فیزیولوژیکی و نیازهای امنیتی، اساسی هستند. روابط دوستانه، وابستگی عاطفی و روابط خانوادگی به ارضاء این نیازها کمک می کند. عضویت در گروه های اجتماعی، محلی و مذهبی نیز چنین اثری دارد.
4- نیازهای احترامی: پس از ارضاء نیازهای فیزیولوژیکی، امنیتی و اجتماعی، نیاز به مورد احترام واقع شدن، اهمیت فزاینده ای می یابد. این نیازها شامل نیاز به چیزهایی است که در احترام به خود، ارزش های شخصی، شناخت اجتماعی و پیشرفت، انعکاس می یابد.
5- نیازهای خودشکوفایی : این بالاترین سطح نیازها در سلسله مراتب مازلو است. انسان های خودشکوفا، افرادی هستند خودآگاه، علاقه مند به رشد شخصی، کم توجه به عقاید دیگران و علاقه مند به ارضاء توانائی های بالقوّه خود.
مازلو عقیده داشت که این نیازها مشابه غرایز انسانی هستند و نقش عمده ای در رفتار انگیزشی دارند. نیازهای فیزیولوژیکی امنیتی، اجتماعی و احترامی به نام نیازهای کمبود یا نیازهای کاستی هستند، به این معنی که این نیازها به دلیل محرومیت به وجود می آیند. برآورده کردن این نیازهای سطح پائین تر به منظور اجتناب از احساسات یا پیامدهای ناخوشایند اهمیت دارد. مازلو بالاترین سطح هرم نیازها را نیاز رشد می نامد. نیازهای رشد به دلیل کمبود یا محرومیت از چیزی به وجود نمی آیند بلکه زائیده تمایل رشد از سوی یک فرد هستند.
سلسله مراتب نیازهای مزلو غالباً به صورت یک هرم نشان داده می شود. در سطوح پائین تر هرم، ابتدائی ترین و پایه ای ترین نیازها و در بالاترین سطح هرم، نیازهای پیچیده تر قرار دارند (توسلی، 1375: 138).
در جمع بندی نظریه مازلو باید گفت براساس تئوری مازلو، نیازهای انسان در یک سلسله مراتب اهمیت طبقه‌بندی می‌شوند که از پایین‌ترین آنها یعنی نیازهای فیزیولوژیکی آغاز شده و به ترتیب در ردیف‌های بالاتر نیاز به تأمین، نیاز به عشق و محبت یا نیازهای اجتماعی، نیاز به احترام و سرانجام نیاز به خودیابی می‌رسد (هیکس2، 1368 : 64). این سلسله مراتب یا زنجیرۀ رضایتمندی، بیان کنندۀ این مفهوم بنیادی است که تا آن هنگام که فوری‌ترین نیازها ارضاء‌ نشده میزان غلبۀ نیازهای دیگری بر روی فرد به مراتب کمتر است. در رابطه با شغل، افرد در ابتدا سعی می‌کنند آرزوها و آیندۀ شغلی خود را طوری تعیین کند که نیازهای اساسی و ضروری خود را فراهم کند و بعداً به مراحل بالاتر که در آیندۀ شغلی خود تصور دارد به آن برسد (آتکینسون3، 1368 : 386).
2-1-2 نظریه روان شناسی انفرادی شفیع آبادی:
اشتغال موفقیت آمیز یکی از نیازهای اساسی بشر در طول زمان بوده و هست. انسان از طریق کار کردن علاوه بر ارضای نیازهای مادی، نیازهای پیوندجویی4، تعلق اجتماعی5 و نیاز به عزت نفس6 خود را برآورده می کند. برخی از نظریه های انتخاب شغل انسان را موجودی مختار و با اراده می دانند که با آگاهی کامل از اهداف و شیوه زندگی و مهارت های تصمیم گیری7 دست به انتخاب شغل می زند (شفیع آبادی، 1381: 128).
شفیع آبادی (1381) در نظریه خود با عنوان روانشناسی انفرادی و انتخاب شغل معتقد است انتخاب شغل فرآیندی تکامل، فعال، هدف جویانه و چند بعدی است که در نتیجه تعامل بین خویشتن پنداری، ارضای نیازها و تصمیم گیری حاصل می شود. خویشتن پنداری قضاوتی است که فرد در زمینه های موفقیت، ارزش ها، توانایی ها، اهمیت و اعتبار فردی دارد. وی بر نقش اهداف، شیوه زندگی، نیازها و تصمیم گیری تأکید زیادی دارد.
نیازها به سه نوع تقسیم می شوند که عبارتند از: نیازهای جسمانی، نیازهای روانی و نیازهای اجتماعی. ارضای نیازها یکی از ابعاد شیوه زندگی و فیزیکی از عوامل تعیین کننده نوع رفتار می باشد. یکی دیگر از ابعاد لاینفک شیوه زندگی که در انتخاب شغل مؤثر است تصمیم گیری می باشد. بررسی ساده ترین تا پیچیده ترین وقایع زندگی معلوم می دارد که تصمیم گیری عملی خلاق و فعال است که بدان وسیله فرد به انتخاب راه حلی مناسب موفق می شود و مشکلی را حل می کند. برای اتخاذ تصمیم عاقلانه فرد مراحل زیر را مورد توجه قرار می دهد:
1- جستجوی راه حل های گوناگون و متعدد می پردازد.
2- راه حل احتمالی را دقیقاً مورد ارزیابی قرار می دهد و عواقب احتمالی هر کدام را در رسیدن به هدف هایش پیش بینی می نماید.
3- بهترین راه حل را که احتمالاً فرد را به هدفش خواهد رسانید برمی گزیند.
شفیع آبادی (1381) معتقد است قدرت تصمیم گیری8 فرد با چگونگی شغل او رابطه دارد یعنی افرادی که قدرت تصمیم گیری بهتری دارند در ارتباط با خصوصیات خود مشاغل مناسب تری را انتخاب خواهند نمود. از طرفی به زعم تیدمن تصمیم گیری شغل دارای فرآیندی به قرار زیر می باشد:
مرحله اول: آگاهی: در این مرحله فرد آگاهی پیدا می کند که در این مقطع از زندگی انجام یک تغییر یا تصمیم ضرورت دارد.
مرحله دوم: خود ارزیابی: در این مرحله فرد ارزیابی می کند که با اتخاذ تصمیم مورد نظر خود به چه اهدافی خواهد رسید.
مرحله سوم: اکتشاف: در این مرحله فرد به جمع آوری اطلاعات درباره مسأله تصمیم گیری و همچنین ویژگی های فردی خود می پردازد.
مرحله چهارم: تلفیق: در این مرحله فرد میان داده های جمع آوری شده درباره خود و موقعیت تناسب برقرار می کند و به تحلیل آنها می پردازد مثلاً از خود می پرسد با توجه به خصوصیاتی که من دارم کدام رشته تحصیلی برای من بهتر است؟
مرحله پنجم: تعهد: در این مرحله فرد خود را متعهد به اجرا و انجام تصمیمات می کند و مقدمات ورود به تصمیم و عملی کردن آن را فراهم می کند.
مرحله ششم: انجام: در این مرحله فرد برای انجام تصمیم خود یک برنامه ریزی جامع انجام می دهد او به مسایلی از قبیل چه چیزی را انجام دهد، چه موقع انجام می دهد و چگونه انجام می دهد می پردازد.
مرحله هفتم: ارزیابی مجدد: در این مرحله تصمیمات فرد بازبینی می شود و اگر تغییرات جزئی در آن لازم است انجام می گیرد، به هر حال این بدان معنی نیست که تصمیم اولیه ما ناقص بوده است بلکه همیشه باید بخاطر داشته باشیم که در یک جهان در حال تغییر زندگی می کنیم.
با توجه به فرآیند فوق و تحقیقات انجام شده درباره نقش و اهمیت مهارت های تصمیم گیری والدین با آموزش گام به گام مهارت های تصمیم گیری می توانند کودکان را برای اتخاذ تصمیمات مهم زندگی به خصوص انتخاب شغل آماده کنند.
شفیع آبادی (1381) نظریه روان شناسی انفرادی آدلر9 را در حوزه شغلی و انتخاب شغل بسط می دهد. آدلر معتقد است که آنچه افراد از کودکی خود بخاطر می آورند قویاً بر مسائل شغلی در زندگی آینده آنها تأثیر می گذارد. وی معتقد است که خاطرات اولیه افراد در سه گروه روان شناسی بالینی، دندانپزشک و وکیل مانند مشاهدات آنها درباره روابطی که با خاطرات اولیه در مورد انتخاب شغل داشتند از هم کاملاً متمایز بود.
در بحث از این که چگونه می توان از خاطرات اولیه در مشاوره و روان درمانی استفاده کرد، باید اذعان داشت که افراد می توانند مشاغلی را انتخاب کنند که به آنها کمک کند تا شیوه زندگی شان را مشخص کنند. بنابراین شیوه زندگی می تواند از خلال خاطرات اولیه شناخته شود.
در کاربرد نظریه روان شناسی انفرادی در طرح ریزی شغلی کودکان باید گفت که چون شیوه زندگی را منظومه خانواده و تجارب اولیه فرد در خانواده مشخص می کند بنابراین نقش والدین در شکل دادن به شیوه زندگی کودک انکار ناپذیر است و چون افراد مشاغلی را برمی گزینند که در آن شیوه زندگی خود را به اجرا در آورند پس والدین نقش بی چون و چرایی در انتخاب شغل آینده کودک دارند. آنچه امروز بیش از پیش آشکار شده این است که والدین نقش انکار ناپذیری را در طرح ریزی شغلی کودکان شان بر عهده دارند.

2-1-3 نظریه خصیصه-عامل
در نظریه خصیصه-عامل اعتقاد بر آن است که باید خصوصیات فرد (توانایی ها، رغبت ها و محدودیت ها) را شناخت و آنها را با مشاغل مناسب سازش منطقی داد. در این نظریه از آزمون های روانی زیاد استفاده می شود. نظریه خصیصه-عامل اولین و قدیمی ترین نظریه در زمینه انتخاب شغل است و فرانک پارسونز از رهبران سرشناس این نظریه است. بر اساس این نظریه باید به افراد کمک شود تا خود را بطور کامل در ابعاد مختلف به خوبی بشناسند، سپس با استفاده از ابزار و وسایل مناسب مشاغل را شناسایی کنند و در نهایت با توجه به ویژگی های خود، شغل مناسبی را انتخاب کنند (شفیع آبادی، 1388: 153).
پیتربلاو معتقد است که توانایی‌ها و خصوصیات شخصیتی فرد و مقتضیات اقتصادی جامعه در دوران مختلف بر انتخاب فرد اثر می‌گذارد. فرد به سنجش توانایی‌های خود از یکسو و مقتضیات اجتماعی و اقتصادی جامعه از سوی دیگر می‌پردازد و با توجه به پاداش‌های دریافتی از شغل و هزینه‌های صرف شده برای آن به انتخاب دست می‌زند (پاوالکو10، 1974 : 47).
پاوالکو اعتقاد دارد که انتخاب شغل امری تصادفی و اتفاقی است. فرد جهت معینی برای انتخاب شغل در سر ندارد و در واقع دچار سرگردانی است. فرد به شغل‌هایی وارد می‌شود که برحسب تصادف به روی او گشوده شوند (پاوالکو، 1974 : 49).
2-1-4 نظریه گینزبرگ11 :
گینزبرگ معتقد است که انتخاب حرفه، مرحله ای تکاملی است که متأثر از تجربه های گذشته، ارزش ها، علایق، توانایی ها و دانایی های فرد است و برای انتخاب شغل، سه مرحله را باید برشمرد:

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید